تبليغاتX
امید به زندگی
امید

این اشعاری که می خونید ؛ شعر نو هست و نوشته آقای پیمان گرامی . هرکسی که این شعر ها را خونده یه جوری از این شعر برداشت کرده . راحت تر بگم این شعر ها طوریه که می شه هر کس منظور خاصی از اون بگیره . حالا ببینم که هر کدوم از شما ها از این اشعار چطور برداشت می کنید.

 

در ابتدا خدمتتون عرض کنم این شعر ها به صورت عامیانه نوشته شده و من عینا همانطور که نوشته شده برایتان می نویسم .

 

                                                                

 

 

مامانم همیشه

شبا که ماهو  به آسمون کک می زنه

منم چشماشو که تو دفترمی کشم ،

ماه و ماه و ماه و ...

 

 

***************************************************************

 

سرمو زیر آب می کنی ؟

از وقتی دل به دریات زدم

دوزیست شدم

 

 

***************************************************************

 

 

گیرم خورشید را گرفتی

دلیل نمی شه

ماه باشی 

 

 

****************************************************************

 

 

پیراهنت قرمز بود

ایستادم تاسبز شه

علفهای زیر پام

 

 

*****************************************************************

 

 

یه عمر فکر می کرم

لامپ سر ایوون ماهه

تا

یه شب برق رفت

 

 

 ****************************************************************

 

مترسکه

با کلاغا رودرواسی داشت

دید چاره ای نداره

رفت آدم شد

یه گوشه ایستاد

زاغ مردمو چوب زد

 

 

****************************************************************

 

 

دیگه

در دسترس نیستم

کی زنگ زد

فوت کرد

خاموش شدم ؟

 

 

****************************************************************

 

 

ماه اسفند

مثه بهمن

روسرم خراب شد

موندم

با

فروردین بدون ماه

 

 

***************************************************************

 

 

فقط

ماهیا

می فهمن که گاهی

نم نم

از آسمون

اشک تمساح می باره

 

 

****************************************************************

 

 

دست از پا

دراز تر که

برگشتم

هیچ کدوم لباسام

اندازم نبود

 

 

****************************************************************

 

 

رستم ؟

نه

نوشداروی تاریخ گذشته کار دستم داده

 

 

*****************************************************************

 

 

سارق خورشید

صبح نشده

با یه صورت ماه گرفته

خودشو تحویل داد

 

 

***************************************************************** 

 

 

نیوفتی پش کوه ها

اینقدر

ادای خورشید و در میاری

 

 

*****************************************************************

 

 

تیتر روزنامه ها

(فرهاد دستگیر شد)

تیشه را گذاشتم کنار

با بلدزر به جون کوه افتادم

 

 

*****************************************************************

 

 

سفر قندهار رو که

به جون خریدم

فهمیدم

طالبان

تو همه جا هستن

 

 

*****************************************************************

 

 

آیینه ها رو که

تو سرم خرد کردی همه

AMBULANCE ها

خراب

شدن

قبرستون هم که

دیر نمی شه

 

 

 ****************************************************************

 

 

همه فکر نون

و

من

دست به دامن

دون کیشوت خربزه فروش

 

 

****************************************************************

 

 

ایستگاه

اتوبوس

رو سوار شد

رفت

خیابون هم

تو طرح

فرودگاه

رفت

.

.

.   

 

 

 

این اشعار ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 9:40  توسط مرجان |