![]() |
![]() |
|
| امید |
|
ناامیدی به دلم هجوم آورده ؛ دلم مرده
دوستان تا به حال شده دل مرده بشین در عین امید ناامید بشین ؟! می دونم وبلاگ من امید به زندگی است اا امروز دلم پر از نا امیدی .نمی دونم چرا تا میام یه جورایی به خودم ایمد بدم کوله بار غمم را قایم کنم به همه امید بدم . نا امیدی از راه می رسه ، تنم و جونم و وجودم را می گیره ، تا می خوام با وجودی ، وجودم و تازه کنم به دلم امید بدم ، همون وجود تمام وجودم را پر ناامیدی می کنه . راستش دیگه خسته شدم از اینکه هی به خودم امید دادم . دیگه نمی خوام به خودم دروغ بگم می خوام برای همیشه دیگه ناامید بمونم . یادتونه قول دادم حالا که باز برگشتم برای همیشه بمونم و وبلاگ نویسی را ادامه بدم ؟ اما راستش را بخواین حسابی بریدم دیگه از این همه نامردی ، نا رفیقی خسته شدم از اینکه دوستام بهم بگن دوستم دارن اما از پشت بهم خنجر می زنن ، نارفیق می شن ، امیدم را ناامید می کنن . خسته شدم خسته شدم خسته شدم خسته شدم .خسته شدم خسته شدم خسته شدم .
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیرباران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پرپرشد و رفت روز میلا : همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت او کسی بود که غرق شدن می ترسید عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد دختر ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
چه غریب ماندی ای دل ، نه غمی ! نه غمگساری ! نه به انتظار یاری ! نه زیار انتظاری !؟ غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد ! که دگر به این گرانی نتوان کشید باری .........! در ضمن از دوست بسیار خوبم ماهان ممنونم که این عکس ها را در اختیارم گذاشته آدرس وبلاگش اینه :شــــعــــرهـــای عــاشــقـــانــه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:52 توسط مرجان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسي را لينک نمي کنم ديگه و فقط به کسايي خبر آپ کردنم را مي دم که توي پست قبلي نظر داده باشن
|
| نویسندگان |
|
مرجان مرجان |
| پیوندها |
|
شعرهای عاشقانه |
|
RSS
|