تبليغاتX
امید به زندگی - مادر
امید

 

 

تقدیم به همه مادران خوب و مهربون

 

سلام مادر خوب من ، حالت خوبه ؟ امروز ، امروز روز مادره ، امروز روز میثاق پسر ها و دخترها با مادر هاست . روز پیوند قلبهای من و تو ، مادر عزیز عرضی دارم ؛ می دونی ، پول ندارم کادوئی بخرم پس گفتم : بیام و تو را خود ببرم به شهر آروزو ها . بیا تا باهم ساعاتی را خوش باشیم . شاید بد بد بگذرونی . بیا مادر میز اول سفر دروازه شهر ، دری از طلا داره ، مناره به شکل صفا داره ، دیوار شهر خیلی بلنده .میدونی چرا ؟ چون هر خشت اون از وفا است . وقتی وارد شهر میشی ، تابلویی داره از ثواب ، هر حرفش پرشده از عظمت خدا . شهردار شهر میاد به دم در کلیدی پر از زرق و برقی است هدیه ای بهر شما . بعد مادر عزیز با دست خویش پرده تابلو را برمیداره ، شهر را به وجد میاره جمله ای نوشته شده بروی تابلوی شهر ( بهترین آفرینش خدا خوش آمدی ) . بعد هر قدم که بر میداری روی سنگفرشهاکه از جنس بلورند ، توی اون بلورها موج میزنه عشق مادر ، ماداریی که زیر پا میزارن جوانیشون را تا ببینن جوانی بجه هاشون را . مادر عزیز ، خدا میگه بهشت زیر پای شماهاست . ولی من میگم دنیای مادیات و دنیای غرور و دنیای قشنگتون را زیر پا میزارید تا یه لحظه هم که شده موفقیت بچه هاتون را ببینید . مادر من تو شهر آرزوهای ما مغازه ها همیشه باز میمونن ، تا بدونن مادری میخواد خرید بکنه قیمتی روی جنسا نمزارن ، یه جنس گرون را با یه لبخند معاوضه می کنن . توی شهر ما یه دریاچه وجود داره ، آبی داره ذلال ، روی دریاچه ها قوهای سفید تننازی میکنن ، عشقبازی میکنن ، تا شما را میبینن خودشون را فراموش می کنن ؛ دیگه ابراز وجود نمی کنن . بلبلای شهر ما ، فقط به نیت شما آواز می خونن ؛ سرود زندگی را سر میدن . گل مادر را دیدی؟ وقتی گل می کنه مثل این میمونه که بوی بهشت را توی فضای شهر ما پخش میکنه ، اصلا این بو ذات خدا را توصیف میکنه . وقتی توی شهر ما قدم میزنی هر مادری رو که میبینی لبخند روی لب آنها میبینی . مخصوصا موقعی اونا رو شاد میبینی که بچه هاشون کنارشون باشن. مادر عزیز کادوئی ندارم ، تازه اگرم داشتم ، چی میخریدم تا بتونم بهت بگم تا بهت ثابت کنم دوست دارم ، نه ماه سر دل کشیدی منو ، توی سرما وگرما ، بعد توی اینهمه مردمون بد و خوب چقدر زجر کشیدی تا منو بزرگ کردی ، مادر عزیزم چه لبخندی بهت بدم ، چه گلی ، چه کادوئی ، چه چیزی بهت بدم تا بهت بگم یا بهت ثابت کنم دوستت دارم ، میدونم اگه ثانیه ای صد بار بگم دوست دارم بازم فایده ای نداره حتی اگر هم ثانیه ای صد بار طلا به پات بریزم بازم فایده ای نداره ؛ چون ارزش شما را نداره ، و توی این دنیا چیزی وجود نداره که بتونه جواب این همه خوبی باشه ؛ حتی شهر آرزوها ما ، حتی متن من ، حتی اشک شوق من .   

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 11:33  توسط مرجان |