تبليغاتX
امید به زندگی - به نام نامی تنها هنرمند که هست نام زیبایش خداوند
امید

گر ز حال دل خبر داري بگو


ور نشان مختصر داري بگو

مرگ را دانم ولي تا كوي دوست
!راه اگر نزديكتر داري بگو

 

 

 

در طريق عشق خار از پا كشيدن مشكل است
ريشه در دل مي كند خاري كه از پا مي رود

 

 

 

دوستي يك حادثه و جدايي يك قانون است،پس بياييد حادثه ساز و قانون شكن باشيم...

 

 

عشق ، تن به فراموشي نمي سپارد مگر يك بار براي هميشه .
 

جام بلور ، تنها يك بار مي شكنداما شكسته هاي جام ، آ‌ن تكه هاي تيز برنده دگر جام نيست .
 
احتياط بايد كرد

 

عشق بخشنده است، هديه ميكند و توقعي براي دريافت ندارد. پس بايد زيست آنهم عاشقانه

 

افتادن در گل ولای ننگ نیست  ننگ این است که همان جا بمانی

 

 

عشق یعنی سایه ای در یک خیال

آرزویی سرکش و گاهی محال

 

عشق یعنی کوچه ای دور و دراز

با هزاران سختی و شیب و فراز

عشق یعنی عطر گل های بهشت

عشق یعنی زندگی و سر نوشت

 

 

تو فقط یک شب دیگر ز همان کوچه گذشتی
یادت افتاد شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
ولی افسوس ندانی
که از آن شب لب دیوار همان کوچه نشستم
تا تو را باز در آن کوچه ببینم
تو به دنبال من خسته نگشتی
بی من از کوچه گذشتی

 

من گل پرپر شده دست زمانم
بر سنگ مزارم بنویسید که جوانم
مقصد نرسیده بپایان آمد سفرم زود
این حادثه شوم کجا بود ندانم

 

گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم كه دگر باره از اين گونه خطاها نكنم
بوسه دادي و چو برخواست لبم از لب تو
توبه كردم كه دگر توبه بي جا نكنم

 

بر ماسه ها نوشتم
درياي هستي من
از عشق توست سرشار
اين را بياد بسپار

بر ماسه ها نوشتي
اي رهسپار شيرين
اين ارزوي پاكيست

 

در دلم آشوب سردي جان گرفت
بي تو در دل عاشقي پايان گرفت
عاشقي از پس همي رفت وگذشت
درد بي مهري به جاي آن نشست

 

عمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست

من كه يك امروز مهمان توام, فردا چرا؟

 

اگر در باطن  و  افکار زشتیم

کمی هم زخمی از این سرنوشتیم

در آن سطری که میشد عشق آموخت

جریمه،آب ،بابا ،نان نوشتیم

 

هر که عاشق شد جفا بسيار مي بايد کشيد

بهر يک گل منت از صد خار مي بايد کشيد

من به مرگم راضيم اما نمي آيد عجل

بخت بد بين کز عجل هم ناز مي بايد کشيد

 

اگر ماند م تو یادم کن                  اگر مردم تو خاکم کن

اگر ماندم در این دنیا                    به مهر خود تو شادم کن

 

 

آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

 

 

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا

 

دل كندكاري كه بازآيد به كنعان،غم مخور!

 

 

مقصد تمامي مكاشفات معنوي عشق است.عشق واقعي تنها در قلبت قابل رؤيت است،نه چشمانت.از اين روست كه كوپيد بالدار(الهه عشق)هميشه نابينا ثصوير شده است

 

ياد آن روز که

درصفحه شطرنج

دلت شاه عشق

بودم

و

باکيش رخت مات

شدم

 

سرورم!داخل شدن به قلب من

دشوار است

زان رو که بیرون شدن از آن

نا ممکن

 

تا عاشقم تو را می پرستم وقتی از من

جدا شوی بـــــــــــت را می پرستم

 

غروب عاشقان رنگش طلایی است

اولش محبت و آخرش جدایی اســت

 

عشق ، تن به فراموشي نمي سپارد مگر يك بار براي هميشه . جام بلور ، تنها يك بار مي شكنداما شكسته هاي جام ، آ‌ن تكه هاي تيز برنده دگر جام نيست . احتياط بايد كرد

 

عشق بخشنده است، هديه ميكند و توقعي براي دريافت ندارد. پس بايد زيست آنهم عاشقانه

 

افتادن در گل ولای ننگ نیست ننگ این است که همان جا بمانی

 

مراقب افکارت باش زيرا آنها به گفتار تبديل مي شود. مراقب گفتارت باش زيرا آنها به رفتار تبديل مي شود. مراقب رفتارت باش زيرا آنها به کردار تبديل مي شود. مراقب کردارت باش زيرا آنها به عادات تبديل مي شود. مراقب عاداتت باش زيرا آنها به شخصيت تبديل مي شود. مراقب شخصيتت باش زيرا آنها به سرنوشت تبديل مي شود

 

نمی دانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با من باش که من

تنهای تنهایم

 

عشق ایستادن با هم زیر باران و با هم خیس شدن نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتر شود و او هرگز نداند چرا خیس نشد

 

به هم که می رسیم سه نفریم من و تو و بوسه از هم که جدا میشیم چهار نفریم تو و تنهایی من و عذاب

 

نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد . نگاهم کرد ، در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم . نگاهم کرد ، دل به او بستم . نگاهم کرد ، اما بعدها فهميدم که فقط نگاهم ميکرد

 

 

هواي رفتن ميکني وقتي که محتاج توام***گل ها رو پرپر مکني وقتي گرفتار توام***دفتر خاطراتمو با اون چشات پس مزني ***با اون صداي خستمو ببين چه ساده ميشکني***با رفتن اين عاشقي ميميره وتموم ميشه ***شب آرزوهامونم سوسوزنان تموم ميشه***برو عزيز تو هم برو دنياي بي وفائيه ***فقط اينو بدون عزيزاون بالاهم خدائيه

 

اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست وفا آن است گه نامت را هميشه زير لب دارم

 

 

تو نيستي و من آن تك درخت بي برگم كه مــــنتشر نشده هيچ دفتري از من

 

 

زیر باران باید رفت...نه!!! اینجوری زیر باران باید رفت

 

 

درياي بي كران دور باشي يا گودال كوچك آب فرقي نمي كند... زلال كه باشي آسمان در توست!!!

مي گويند سه چيز زاده عشق نيست جدايي سفر فراموشي ولي آن زمان كه تومرا تنها گذاشتي رفتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم.

 

پدرم مي گفت عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب حالا هزار شب پشيمانم ;كه چرا يك شب عاشق نبودم

 

 

با تو رشد كردم ، با تو پرواز كردم ، با تو تجربه كردم پر كشيدن را ، اما هرگز نخواستم افتادن از روي شاخه ي زندگي را با تو تجربه كنم،

 

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش

 

 

هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودتت را کوچک کني

 

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيس

 

 

مي گي بارونو دوست داري بعد با چتر مي ري زيرش مي گي گلو دوست داري بعد از شاخه مي چينيش مي گي پرنده رو دوست داري بعد توي قفس نگهش مي داري بعد وقتي مي گي منو دوست داري مي خواي نترسم!

 

 

هرگز لبخند را ترك مكن حتي وقتي ناراحتي چون ممكن است كسي عاشق لبخند تو شود

 

 

هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد چون كسي كه چنين لياقتي دارد باعث ريختن اشكهاي تو نمي شود

 

 

دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلكه به خاطر شخصيتي كه من هنگام باتو بودن پيدا مي كنم

 

گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به ۲عالم ندهم لذت بیماری را

 

 

 

امشب به قصه دل من گوش می کنی فردا منو همچو قصه فراموش می کنی دسته دستم نمی رسد که در اغوشت بگیرم ای ماه با کی دست در اغوش می کنی

 

 

 

از اتش پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من سوزناکتر است از گل پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من زیباتر است از شمع پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من عاشق تر است از خودش پرسیدم عشق چیست؟ گفت نگاهی بیش نیست

 

 

اگه زندگی همش خیانته یا شکستن دلا یه عادته غم و مهمون کسی نمیکنم بزا دل بره به هرجا راحته

 

گر ز حال دل خبر داري بگو ور نشان مختصر داري بگو مرگ را دانم ولي تا كوي دوست !راه اگر نزديكتر داري بگو

 

 

در طريق عشق خار از پا كشيدن مشكل است ريشه در دل مي كند خاري كه از پا مي رود

 

دوستي يك حادثه و جدايي يك قانون است،پس بياييد حادثه ساز و قانون شكن باشيم

 

غرورت را به خاطر کسي که دوستش داري بشکن . ولي دل کسي را که دوستش داري . به خاطر غرورت نشکن

 

 

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

 

 

 

تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق عاشقم بر عشق هرگز نشکنم پيمان عشق تا حديث عاشقي و عشق باشد در جهان نام من با دا نوشته بر سر ديوان عشق

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

 

 

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي***دل بي تو به جان آمد وقت است که باز ايي***دايم گل اين بستان شاداب نميماند***درياب ضعيفان را در وقت توانايي

 

 

در مشرق عشق دشت خورشيد تويي در باغ نگاه ياس اميد تـويـي در بين هزار پونه آنكس كه مرا چون روح نسيم زود فهميد تويي

 

 

بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره! بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي! بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه! بدترين درد اينه كه عاشق يكي باشي و اون ندونه!

 

 

 

 

هيچ وقت دل به کسی نبند… چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... ولی اگه دل بستی… هيچ وقت ازش جدا نشو... چون اين دنيا اينقدر بزرگه که ديگه پيداش نميکنی……!!

 

 

عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراغش سوختن

 

 

گر به سراغ من می ایی نرم و اهسته بیا مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

 

خدايا به من زيستني عطا كن ،كه در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است، حسرت نخورم و مُردني عطا كن كه بر بيهودگيش ، سوگوار نباشم.

 

دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه ميخواي اونو از رويات بيرون بكشي و تو دنياي واقعي بغلش كني

 

عشقت نه سرسریست که از سر بدر شود مهرت نه عارض است که جای دگر شود عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم با شیر اندرون شد و با جان بدر شود

 

 

 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده . براي عشق گريه كن ‏ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . ‏براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق ‏زندگي كن ولي عاشقونه

 

 

اگه از یاد تو رفتم اگه رفتی تو زدستم اگه یاد دیگرونی ...من هنوز عاشقت هستم

 

 

 

با وجود اینکه گفتی ...دیگه قهری تا قیامت با تموم سادگی هام گفتم اما.... به سلامت

 

 

 

تو رو می بخشم و هرگز دیگه یادت نمی افتم.... برو زیبای عزیزم ... تو گرونی ... من چه مفتم

 

 

 

از آن زمان كه در فضاي روشن و بي انتها دانستم كه تويي آن تصديق وعده صدق در گذرگاه پر شتاب لحظه ها،بذر انتظار را درنهانخانه جانم كاشته ام و از آن دم، دلم تنگ روزي است كه خورشيد ظهورت در پس قله هاي غيبت رخ بر آورد. دلم بي تاب دم حيات بخشي است كه آتش انتظارم را خنكايي ماندگار بخشد.

 

 

مي دانم كه فرداي نزديك،نزديك است و تو مي آيي. قاب پنجره چشم هايم را رو به افقي مي گشايم كه نور حيات سيماي تو روشناي آن است...... به اميد آن روز كه بيايي

 

 

 

انسان با سه بوسه تکميل مي شود 1-بوسه مادر که با آن با يه عرصه خاکي مي گذاري 2- بوسه عشق که يک عمر با ان زندگي مي کني 3- بوسه خاک که با ان با به عرصه ابديت مي گذاري

 

 

کاش می دونستی تو دنیا همه چیزم تویی کاش بهـت گفته بودم عشـق عـزیزم تویی کاش بهـت گفته بودم میــــون ایـن آدمـــا اونـی که زندگیمـو به پاش می ریزم تویی

 

 

هیچکس برای ستاره گریه نخواهد کرد و هیچکس اندوه ماه را نخواهد فهمید و اگر همچنان تو نیائی ای بهترینم کسی آخر این قصه را تمام نخواهد کرد

 

 

 

اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

 

 

- تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره

- تا فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمیگرده

- تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه

- تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد

 

گر می خوای صد سال زندگی کنی

من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم

جلوی من قدم بر ندار،

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش

 

 

من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم

 

 

 

هميشه با به دست آوردن اون کسي که دوستش داريم نميتوانيم صاحبش شويم، گاهي لازمه ازش بگذريم تا بتونيم صاحبش بشيم.

 

 

 

وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند.زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي اذان تا نماز

 

 

هر چيز خاک مي شود جز غرور همون طور که هر چي متولد ميشه جز عشق

 

متين ترين كلمه "عشق" است. جذاب ترين كلمه "آشنايي" است. پاكترين كلمه "وجدان" است. تلخترين كلمه "جدايي" است. زشترين كلمه "خيانت" است. سخت ترين كلمه "تنهايي"بد ترين كلمه "بي وفايي " است

 

این متن را یکی از بهترین دوستانم که همیشه به من لطف داره و به وبلاگ من سر میزه و نظر میده برام فرستاده من هم بخاطر قدردانی از او این متن را با نام خودش (هادی )توی وبلاگم گذاشتم . شاید شما دوستان بخوانید و استفاده کنید .

www.http://mansun.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 17:6  توسط مرجان |