![]() |
![]() |
|
| امید |
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغ ها و نشانه ها را در ظلمات ما ببیند گوش که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود برای تو و خویش ، روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد و زبانی که صداقت خود مارا از خاموشی خویش بیرون کشد و بگذارد از آن چیز که ما را در بند کشیده است سخن بگوییم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 7:45 توسط مرجان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسي را لينک نمي کنم ديگه و فقط به کسايي خبر آپ کردنم را مي دم که توي پست قبلي نظر داده باشن
|
| نویسندگان |
|
مرجان مرجان |
| پیوندها |
|
شعرهای عاشقانه |
|
RSS
|